مرتضى مطهرى
515
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
يك وقت مىگوييم اين وجود ثانى وجود ديگرى است غير از وجود اول و يك وقت مىگوييم اين وجود ثانى همان وجود اول است ، يعنى اين وجود ثانى اين وجود ثانى نيست ، همان وجود اول است . حال ما همهء شقوق را در اينجا ذكر مىكنيم : 1 . ممكن است بگوييم كه وجود دوم غير از وجود اول است ، يعنى دو وجود است ؛ يك هويت است و دو وجود . اگر بگوييم يك هويت است و دو وجود ، يعنى هويت را از وجود جدا كردهايم و هويت را به ماهيت دادهايم . اين كه بطلانش واضح است و همان براهين اصالت وجود كافى است براى بطلان اين مطلب كه چنين چيزى نيست . 2 . اما اگر بگوييم كه نه ، وجود ثانى همان وجود اول است ؛ دو وجود نيست بلكه يك وجود است ؛ يعنى شىء يك بار وجود پيدا كرده است و اين وجود دوم همان وجود اول است « 1 » و چيز ديگرى نيست ، نه اينكه آن شىء بار ديگر وجود پيدا كرده باشد ؛ اين هم يك فرض است كه برايش دو حالت تصور مىشود : الف . بگوييم يك وجود است و دو ايجاد ؛ « 2 » يعنى يك شىء يك بار وجود پيدا مىكند ، بعد اين وجود معدوم مىشود ( به معنى پايان پذيرفتن و نه عارض شدن عدم بر او ) و بعد بار ديگر ايجاد مىشود . پس دو ايجاد است و يك وجود . ب . ممكن است شما بگوييد حتى دو ايجاد هم نيست بلكه يك ايجاد است . اگر بگوييد حتى يك ايجاد است و يك وجود و يك هويت ، پس ديگر كارى صورت نگرفته است ، پس ديگر اعادهاى نيست ، پس معنى اعادهء معدوم چيست ؟ هر چيزى در عالم - اعادهء معدوم هم كه نباشد - يك بار ايجاد مىشود و يك وجودى دارد و يك هويتى « 3 » . پس نمىشود اين حرف را گفت كه يك ايجاد است و يك وجود و
--> ( 1 ) ولى زمانشان كه به هر صورت بايد دو تا باشد . استاد : زمانشان كه البته دوتاست . ( 2 ) كه البته به اين شكل كه در آغاز اين درس بيان كرديم مطلب روشنتر مىشود . در درس پيش هم همين بيان را ذكر كرديم و حالا هم تكرار مىكنيم . ( 3 ) اصلا فرقش با استمرار وجود چيست ؟ استاد : اصلا [ فرقى ] نيست . اگر استمرار وجود هم نباشد و شىء يك لحظه هم وجود داشته باشد باز با آن فرق ندارد . - يعنى يك اثنينيتى نيست . اعاده هم معنى ندارد ، چون در اعاده بايد از يك نظر يك اثنينيتى باشد .